شب زنده داری
پسر نازنازیم دیشب همش بیدار بودی و تب داشتی و هم خوابت میومد هم بی حال بودی و بی قرار و نمیتونستی بخوابی. مامانی تا صبح بیدار بودم.بابا میثم هم بیدار شد و شما رو پاشویه دادیم .نزدیکای صبح بود که خوابت برد صبح که بیدار شدی بردمت حمام و بعدش خدارو شکر یکم بهتر شدی. دیشب بابامیثم واست نذر کرد که انشاالله خوب بشی و همین هفته ادا کنیم دیروز هم بردمت پارک تا یکم از این حال و هوا در بیای این عکس واسه ی قبل از سرماخوردگیته و این واسه دیروز.جالب بود با اینکه حالت بد بود اما نمیذاشتی بیارمت پایین قربونت برم که عاشق تاب سواری هستی و باز هم رفتیم کربلا (شاه عبدالعظیم (ع))جایی که عاشقشم نف...
نویسنده :
مامان عالمه
14:26









